مدرسه‌ی افروز

اندوهی که مجال گریه ندارد؛ نکاتی برای زندگی در میانه‌ی سوگ، سرکوب و ترومای جمعی

Afrooz School Season 2 Episode 1

Use Left/Right to seek, Home/End to jump to start or end. Hold shift to jump forward or backward.

0:00 | 10:53

از وقتی نخستین ویدیوها از کهریزک رسید، در جمع کوچک افروز به این فکر می‌کردیم که از این‌جای جهان، از این نقطه‌ی دور از مرکزِ حادثه چه می‌شود گفت؟ چه حرفی معنادار است؟ وقتی سرکوبِ خونین و ارعاب چنین اوج گرفته، چه می‌توان گفت که مرهم باشد نه نمک بر زخم؟ در برابر این امواج مرگ‌بار و هراس‌افکن، در برابر این بی‌شمار کیسه‌های سیاه که هر کدام‌شان حامل هزاران امید و آرزوی به‌خون‌نشسته‌اند، چه حرف ناگفته‌ای باقی مانده که ما می‌توانیم از این فاصله، از این ساحل امن بگوییم و بیهوده و مهمل به نظر نرسد؟
تا خودمان را پیدا کنیم و نیرویمان را جمع کنیم، تا فکر کنیم و شعله‌های کم‌سوی امید را دوباره در وجودمان بیدار کنیم، به امروز رسیدیم؛ به چهل روز پس از خون‌بارترین روزهای تاریخ ایران. 
آنچه می‌شنوید تلاشی کوچک برای همراهی است، برای اینکه بگوییم ما نیز به‌رغم فاصله جغرافیایی خود را کنار شما تعریف و احساس می‌کنیم. فکر کردیم چیزی را با شما به اشتراک بگذاریم که به خودمان کمک کرد از عمق فاجعه، از انتهای سیاهی بی‌پایان، به روشنایی بیاندیشیم و برای زنده نگه داشتنِ آن امیدی که هزاران جان عزیز در پیِ آن به خون نشست، لرزان و افتان و خیزان، دوباره قدم برداریم.
****
این مطلب با نظارت یک روان‌شناس تهیه و تنظیم شده و سعی شده است با واقعیت این روزهای ایران و پیامدهای ناشی از سرکوب گسترده هماهنگ باشد.

Afrooz School/ مدرسه افروز